بیماریهای مزمن
بیماریها و شناخت داروها در طب سنتی اسلامی ....................پیامبر اکرم(ص):لايَستَغنِي أهلُ كُلِّ بَلَدٍ عَن... طَبيبٍ بَصيرٍ ثِقَةٍ. .....مردم هيچ شهرى از پزشکِ بصيرِ مورد اعتماد بى نياز نيستند. ...............................بحارالانوار،ج75،ص235
عینک آفتابی مارک با گارانتی" >عینک آفتابی مارک با گارانتی
عینک آفتابی ریبن" >عینک آفتابی ریبن
فروشگاه خرید ساعت دیواری" >فروشگاه خرید ساعت دیواری
فروشگاه اینترنتی" >فروشگاه اینترنتی
هاست ویندوز Plesk" >هاست ویندوز Plesk
عینک آفتابی مردانه" >عینک آفتابی مردانه
ظرفشوی واشن برایت" >ظرفشوی واشن برایت
خرید مونوپاد" >خرید مونوپاد
خرید ساعت دیواری فانتزی" >خرید ساعت دیواری فانتزی
گن لاغری" >گن لاغری
پایه عکاسی مونوپاد" >پایه عکاسی مونوپاد
نینجا والت" > نینجا والت
دستگاه فر موی مک استایلر" >دستگاه فر موی مک استایلر
پایه عکاسی مونوپاد" > پایه عکاسی مونوپاد
فانی بافت خرید" >فانی بافت خرید
گن لاغری مردانه" >گن لاغری مردانه
خرید ساعت دیواری" >خرید ساعت دیواری
پاور بانک" > پاور بانک
واکر کودک" >واکر کودک
مونوپاد" >مونوپاد
شارژر همراه پاور بانک" >شارژر همراه پاور بانک
تی شرت محرم" >تی شرت محرم
گن لاغری مردانه" >گن لاغری مردانه
خرید هاست لینوکس" >خرید هاست لینوکس
شارژر همراه" >شارژر همراه
بهترین گیرنده دیجیتال " > بهترین گیرنده دیجیتال
فروشگاه تی شرت محرم" > فروشگاه تی شرت محرم
هات بانز" > هات بانز

آمار مطالب

کل مطالب : 271
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 19

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 17
باردید دیروز : 4
بازدید هفته : 161
بازدید ماه : 934
بازدید سال : 59894
بازدید کلی : 1234665

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان بیماریها و شناخت داروها در طب سنتی اسلامی و آدرس teb1.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 161
بازدید ماه : 934
بازدید کل : 1234665
تعداد مطالب : 271
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1


(دريافت کد ساعت)<

br>
تبلیغات
<-Text2->
نویسنده : سلامی
تاریخ : شنبه 30 فروردين 1393
نظرات

1- در دايرة‌المعارف مفصل و جديد طب و جراحي كه جديدترين اكتشافات و اطلاعات پزشكي در آن مندرج بوده و توسط محققين بزرگ و دانشمنداني كه همه در فن خود استاد هستند تهيه شده و مطالب مندرج در آن مورد قبول كليه اطباي دنيا است، پرفسور پرو (Perrault) در مبحث معالجة امراض ناشي از حساسيت مي‏نويسد: موضوع آلرژي هر روز در نظر اطبای معالج اهميت بیش‌تري پيدا نموده و به نسبتي كه تمدن بشر پيشرفت مي‏كند حساسيت مردم و عكس‏العمل بدن آن‌ها به طريق آلرژي بیش‌تر مي‏شود.
و امروزه استعداد ابتلا به بيماري‌هاي آلرژيك (امراض ناشي از حساسيت) آن‌قدر زياد شده است كه به وصف نمي‌گنجد. اكثر مردم به طور عجيب و بهت‏آوري نسبت به مواد مختلف حيواني و نباتي و معدنيِ موجود در طبيعت حساس شده‏اند به طوري كه هر وقت اين مواد با بدن آن‌ها تماس پيدا كند يا داخل بدن آن‌ها شود مبتلا به انواع مختلف بيماري‌ها مي‏شوند. ماهي، توت فرنگي، شير، تخم مرغ، آرد گندم، موي گربه، پشم گوسفند، پر مرغ، گرد و غبار هوا، غبار نباتي، تعداد زيادي از داروها و مواد شيميايي حتي رژ لب و خلاصه آن‌چه كه بشر در زندگي روزانه با آن‌ها سر و كار دارد ممكن است بدن را حساس كرده و مستعد ابتلا به بيماري‌هاي حساسيت نمايد. مثلاً از سال 1936 به اين طرف كه در تكزاس (Texas)، چغندرْ‌كاري به عمل آمده است تعداد زيادي از زارعين آن‌جا به واسطة مزاج مستعدي كه داشتند همه ساله مبتلا به زكام‏هاي فصلي مي‏شوند در صورتي كه قبل از چغندر‌كاري، اين بيماري در آن‌جا به هيچ‌وجه سابقه نداشته‏است. (اقتباس از كتاب
Allergie et troubles vasomoteurs de la muqueuse nasale et sinusienne تأليف R.Melchior چاپ بروكسل).
اگر چه امروزه مؤسسات بسيار عظيمي در آمريكا براي تشخيص نوع حساسيت بيماران ايجاد گرديده است ولي چون اولاً عدة موادي كه در برابر آن‌ها بدن آدمي ممكن است حساس شود بی‌نهايت زياد است و ثانياً هر فرد ممکن است در عين حال نسبت به چند ماده حساس باشد و يا اين‌كه امروز نسبت به فلان ماده و چندي بعد نسبت به ماده ديگر حساسيت پيدا كند لذا روي‌هم رفته نتايج چندان رضايت‌بخشي از اين مؤسسات عايد بشر نشده است. از اين گذشته مسئلة مهم در مورد آلرژي كه بايد تمام توجه دانشمندان به آن معطوف باشد اين است كه تدبيري بيانديشند تا از ازدياد حساسيت‌ها جلوگيري به عمل آيد، به عبارت ديگر به پيشگيري از بيماري‌هاي آلرژيك بیش‌تر اهميت دهند تا به معالجة آن‌ها زيرا چنان‌كه تمام آمارها نشان مي‏دهد روز به روز بر تعداد اين بيماري‌ها افزوده شده و ازدياد حساسيت در جوامع بشري گرفتاري بزرگي را امروز در بين مردم به وجود آورده است.
2- در كتاب پاتولوژي مديكال تأليف بزانسون و چند دانشمند ديگر كه يك كتاب كلاسيك است در جلد 4، امراض قلب و عروق، چاپ 1940، صفحة 841 مي‏نويسد: اهميت روز‌افزون امراض قلبي در اجتماع كنوني توجه دانشمنداني را به وخامت و تلفات حاصله از اين امراض جلب كرده و مرگ و مير ناشی از امراض قلبي سال به سال ازدياد پيدا مي‏كند. هم‌چنين بيماري سرطان نيز سال به سال زيادتر شده و هر سال به تلفات آن افزوده مي‏شود. دانشمندان كشورهاي مختلف جهان براي جلوگيري از ازدياد روز‌افزون اين قبيل بيماري‌ها همه ساله مرتباً كنگره‏هاي بين‏المللي تشكيل مي‏دهند.
3- در دومين كنگره بين‏المللي بيماري‌هاي قلبي در واشنگتن (12 الي 18 سپتامبر 1954)، گزارشي توسط آقاي دكتر سيف‏الدين نبوي متخصص قلب (نماينده ايران در كنگره واشنگتن) تنظيم و به طبع رسيده است. چند جمله از اين گزارش ذيلاً درج مي‏شود:
بيماري عروق، تصلّب شرايين و به خصوص بيماري Sténocardique و انفاركتوس [در] آمار آمريكا كه به توسط A.Keys از دانشگاه Minnesota تقديم شد مي‏ر‏ساند كه اين بيماري رو به افزايش مي‏رود. آمار اروپا كه به توسط G.Biorck از سوئد داده شد بي‏شباهت به آمار آمريكايي‌ها نبود. موضوع اين بيماري‌ها فوق‏العاده مهم بوده و امروز تمام دستگاه‌هاي علمي و تجسسات پزشكي دنيا مشغول مطالعه در اطراف آن مي‏باشد و مي‏خواهند وسيله‏اي بجويند كه اين بيماري‏هاي خطرناك را كه همه از يك اصل و يك مبدأ سرچشمه مي‏گيرند و به مراتب از بيماري‌هاي سل و سرطان مهم‌تر مي‏باشند از يك طرف تسليم به درمان‌هاي پزشكي (دارويي يا جراحي) نموده و از طرف ديگر از توليد آن تا حدودي كه مقدور است بكاهند. موضوع تصلب شرايين، امروز دنياي علم و پزشكي را به خود مشغول داشته و يكي از دو موضوع مهم (دومين: سرطان) مي‏باشد كه مبالغ هنگفتي براي مطالعه در اطراف آن خرج مي‏گردد و علما و دانشمندان پزشكي جهان سعي مي‏كنند كه با اطلاع و آشنايي بیش‌تري به اين بيماري (تصلب شرايين) از يك طرف درمان قطعي براي آن بيابند و از طرف ديگر با از بين بردن آن عمر بشر را لااقل بيست الي سي سال بالا ببرند، چه اكثر تلفات در سنين بالا (40 به بالا) در اثر بيماري‌هاي عروق، فشارخون، انفاركتوس،آنژين دوپواترين، آرتريت پا و مغز و كليه‏ها (Artérite) مي‏باشد. اكنون در دنياي پزشكي به اين‌جا رسيده‏اند كه طرز تغذيه و نوع مواد تركيبي غذا و وجود مواد و زياد شدن آن‌ها از قبيل كلسترول و غيره باعث و مولد بيماري‌هاي نامبرده مي‏باشند.
4- در مجلة علمي لدرلي، جلد 2، چاپ 1942، بيماري رماتيسم و رابطة آن را با بهداشت عمومي مردم مورد بحث قرار داده، مي‏نويسد:
در اتازوني تعداد بيماران مبتلا به رماتيسم و ساير آرتريت‏هاي رماتيسمي به 5/7 ميليون رسيده، يعني بيست در صد جمعيت اين كشور را تشكيل مي‏دهند و هزينة آن ساليانه از 750 ميليون دلار نيز تجاوز مي‏كند! و تعداد اين بيماران مرتباً رو به فزوني است چنان‌كه سالي فقط 000/30 نفر به عدة بيماران مبتلا به رماتيسم حاد مفصلي اضافه مي‏شود.
5- در كتاب مفصل پزشكي (Traité de Médecine) كه يك دوره بيماري‌هاي داخلي را به تفصيل در 17 جلد درج كرده، در قسمت‏هاي مختلف كتاب ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها را مي‏توان ديد مثلاً در مبحث قرحة معده و اثني‌عشر مي‏نويسد: در چند سال اخير تعداد بيماري زيادتر شده است.
6- در كتاب پاتولوژي مديكال بزانسون جلد 6، بيماري‌هاي تغذيه، چاپ 1946، صفحة 193 راجع به ازدياد روز‌افزون مرض قند (ديابت) چنين مي‏نويسد:
مرض قند يكي از بيماري‌هايي است كه خيلي به وفور ديده مي‏شود چنان‌كه در پاريس در سال 1940 تعداد 3792 بيمار مبتلا به مرض قند در بين 2.272.289 نفر سكنة آن شهر وجود داشت كه نسبت ابتلا 16/0 در 100 مي‏شود و از اواسط قرن گذشته تعداد مبتلايان به اين بيماري مرتباً رو به ازدياد مي‏باشد.
تبصره: منظور از ذكر شواهد و مدارك بالا اين بود كه فقط به قول يكي دو نفر اكتفا ننموده، بلكه به منابع گوناگون از كتب مفصل پزشكي، كتاب‌هاي كلاسيك، دايرةالمعارف طب، مجلات علمي و غيره متوسل شده و همه جا به اقوال دانشمندان بزرگ و متخصصين فن استناد جسته و به اين وسيله افزايش روز‌افزون بيماري‌ها را ثابت نمايد. علت اصرار در اين امر و دليل ‌‌آوردن از روي كتاب‌ها و مجلات و غيره اين است كه افراد مردم و حتي اطبايي كه محقق نيستند و از آمار دقيق بيماري‌ها در كشورهاي متمدن كنوني بي‏اطلاع‏اند، نمي‏توانند باور كنند كه روز به روز بر تعداد امراض در دنيا افزوده مي‏شود زيرا مشاهدة اختراعات و اكتشافات شگرفي كه همه معلول پيشرفت و ترقّي سريع در علوم فيزيك و شيمي و مكانيك است و مخصوصاً تبليغات قوي و شديدي که همه روزه به نفع دنياي متمدن جديد در جرايد و مجلات و راديوها صورت مي‏گيرد و مبالغه‏ها و افراط‏‌هايي كه از طرف كارخانجات و مؤسسات دارويي راجع به پيشرفت علم طب و پيدايش داروهاي معجزه‌آساي جديد به عمل مي‏آيد عموم مردم را چنان شيفته، فريفته، مسحور و مجذوب دنياي متمدن امروز نموده است كه همه تصور مي‏كنند در اثر پيشرفت علم طب و كشف داروهاي جديد روز به روز از تعداد امراض كاسته شده و مردم هم سالم‌تر گرديده‏اند و شايد خيال كنند عن قريب تخم امراض از روي زمين برداشته خواهد شد. البته علل ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها را كه اكثر آن‌ها مربوط به نقص علم طب و خطاي دانشمندان و عدم توجه دولت‏ها و فعاليت صاحبان كارخانجات و ارباب منافع كه براي فروش كالاهاي خود مردم را اغفال كرده و خوردني‌ها و آشاميدني‌هاي مضر را مفيد جلوه مي‏دهند و از همه اين‌ها مهم‌تر، جهل و غفلت و عدم اطلاع مردم از يك سلسله حقايقي مي‏باشد بعداً به تفصيل شرح خواهيم داد ولي در اين‌جا بايد متذكر شويم كه ضمناً ازدياد روز‌افزون بيماري‌ها بعضي دلايل ديگر هم دارد كه مربوط به هيچ‌كدام از اين‌ها كه گفتيم نيست. مثلاً يكي از علل وفور امراض قلب و عروق اين است كه اين بيماري‌ها اختصاص به سن كهولت و پيري دارد و چون امروزه در اثر رعايت بهداشت كودكان، مرگ و مير در آن‌ها به نسبت قابل ملاحظه‏اي كاهش يافته است بنابراين عدة بیش‌تري از مردم به سن كهولت و پيري مي‏رسند و به همين جهت امراض قلب و عروق هم بايد وفور بیش‌تري داشته باشد يا يكي از علل ازدياد روز‌افزون قرحة معده و مرض سرطان اين است كه به نسبتي كه علم طب پيشرفت مي‏كند، وسايل تشخيص نيز بیش‌تر شده و عده‏اي از اين بيماري‌ها را كه سابقاً به حساب امراض ديگر مي‌گذاشته‌‏اند امروزه با تشخيص‏هاي دقيق معلوم كرده‏‎اند كه زخم معده يا سرطان مي‏باشد ولي همان دانشمنداني كه اين مطالب را در كتاب‌هاي طبي نوشته‏اند، مع‌هذا اقرار دارند كه تمدن جديد شرايط و عوامل تازه‏اي در زندگي مردم ايجاد كرده كه باعث ازدياد روز‌افزون بيماري‌هاي قلب و عروق و زخم معده و سرطان در اجتماعات بشري گرديده است و ما به موقعِ خود، آن‌ها را شرح خواهيم داد.
7- آن‌چه تا اين‌جا گفتيم، همه مربوط به بيماري‌هاي جسمي بود اكنون توجه خوانندگان عزيز را به بيماري‌هاي رواني كه در دنياي امروز اهميت خاصي پيدا كرده است جلب مي‏كنيم. بيماري‌هاي روحي، عدم تعادل عصبي و رواني، جنون و ديوانگي امروزه آن‌قدر در تمام كشورهاي دنيا زياد شده كه باعث نگراني و اضطراب دانشمندان و متخصصين فن و مسئولين بهداشت عمومي كشورها گرديده است.
آقاي دكتر چهرازي استاد دانشگاه تهران و متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و امراض رواني، معتقد است كه نود و پنج درصد مردم ايران دچار عدم تعادل روحي و ناراحتي‏هاي عصبي هستند. آقاي دكتر ميرسپاسي روان‌پزشك مشهور، در كتاب «روان‏پزشكي»، جلد 3، صفحة 280 مي‏نويسد: اگر جمعيت كشور ايران را 20 ميليون فرض كنيم، متجاوز از سه ميليون نفر يعني يك هفتم جمعيت كشور بيمار روحي بوده، فعاليت آن‌ها يا صفر و يا زيان‏آور است. سپس اضافه مي‏كند: ما در اين‌جا، ارقامْ در دست، براي سلامت فكر كشور اعلام خطر مي‏كنيم، باشد مسئولين بهداشت كشور به خود آيند و در بهداشت رواني و پيشگيري از انواع جنون، فعاليت لازم [را] مبذول دارند.
پروفسور كروس كارشناس بين‏المللي بهداشت روحي كه با سمت كارشناس سلامتِ فكر سازمان جهاني وابسته به سازمان ملل متحد براي بازرسي وضع سلامت فكر در خاورميانه به ايران آمده بود در گزارش رسمي خود به سازمان چنين مي‏نويسد:
 با علاقه زيادي كه نسبت به ايرانيان پيدا كردم نمي‏توانم خطراتي را كه سلامت فكر آن‌ها را تهديد مي‏كند تذكر ندهم زيرا وضع رواني ايران از ممالك هم‌جوار بحراني‏تر مي‏باشد. اگر از حالا تدابير عاقلانه اتخاذ شده و توجه كامل به اين موضوع شود وضع بحراني مذكور ممكن است تخفيف كلي يابد و الّا عاقبت بسيار وخيم و خطرناكي دربر دارد و براي مملكت ايران ارزان تمام نخواهد شد. موضوع قابل تأسف آن است كه رقم قابل ملاحظه‏اي از ايراني‌ها كم و بيش نارسيده‏اند و شخصيت آن‌ها غيرمتعادل است و ثبات و استقامت ندارند و اين مربوط به بحران تربيت عمومي است. ايراني‌ها عموماً از اين مسائل و خطراتي كه سلامت آنان را تهديد مي‏كند نگراني و تأسفي ندارند.
ولي اي خوانندگان عزيز بدانيد كه: اولاً كثرت روز‌افزون بيماري‌هاي روحي و عدم تعادل عصبي و انواع ديوانگي‏ها منحصر به كشور ايران نيست بلكه در تمام نقاط دنيا ديده مي‏شود و ثانياً اين عطيه و موهبتي است كه از اروپا برخاسته و با بسط تمدن جديد به همه جا رسوخ و نفوذ پيدا كرده است! اثبات اين مطلب را به بعد موكول مي‏كنيم و فقط در اين‌جا براي روشن شدن ذهن مردم به ذكر قسمتي از مقاله‏اي كه آقاي دكتر چهرازي در روزنامة اطلاعات، شمارة 9243، مورخ 20 بهمن 35 درج كرده است مبادرت مي‏ورزيم و آن اين است:
«در اثر تحولات 50 سالة اخير به خصوص جنگ‌هاي بين‏المللي و نفوذ تمدن مغرب زمين و رسوخ يافتن ضعف و سستي در معتقدات مذهبي و عدم موفقيت معدودي از مردم در تطبيق وضع زندگي خود با مقتضيات محيط و اشاعة بيماري‌هاي اجتماعي مانند سيفيليس، سوزاك، الكليسم و غيره در ساليان اخير، بيماري‌هاي رواني و عدم تعادل روحي رو به افزايش گذارده است».
اكنون براي اين كه بر عموم مردم معلوم شود كه افزايش روز‌افزون بيماري‌هاي روحي و عدم تعادل عصبي منحصر به كشور ايران نبوده بلكه اين وضعيت در تمام نقاط دنيا وجود دارد، توجه خوانندگان محترم را به مدارك زير جلب مي‏كنيم:
1.  در كتاب روان‏پزشكي تأليف آقاي دكتر ميرسپاسي، جلد 2، صفحة 164 مقاله‏اي از نامة بيماري‌هاي مغز و اعصاب بلژيك در سال 1939 به طبع رسيده درج گرديده است كه قسمتي از آن ذيلاً نقل مي‏شود: طبق آماري كه در كشور آلمان در سال 1936 منتشر شده، شمار بيماران روحي در آ‎غاز سال 1936 به 15846 نفر بالغ بوده و در پايان همان سال به 163341 نفر ترقي كرده است و در دنبال آن مي‏نويسد: متأسفانه مدارك لازم و كافي در دست نيست تا بتوان اظهار‌نظر نمود كه شمار مبتلايان به جنون در دنيا قوس صعودي دارد يا رقم ثابتي است ولي مي‏توان فرض نمود كه اين عده روز به روز در تزايد است. چنان‌كه آمار و نمودارهاي هلندي نشان مي‏دهد عدة بيماران جنون جواني در ده سالة اخير صعود دايم و كندي داشته است، نداشتن جا براي بيماران تازه و هزينة هنگفت بنگاه‌ها است كه دايم در تزايد مي‏باشد.
2.  در همان كتاب روان‏پزشكي، جلد 3، صفحة 271، فصل آمار و نمودار مي‏نويسد:
 در فرانسه در مدت 50 سال عدة مجانين 5 برابر شده است.
 در آلمان در مدت 40 سال عدة مجانين 3 برابر شده است.
 در پروس در مدت 40 سال عدة مجانين 6 برابر شده است.
 در آمريكا در مدت 40 سال عدة مجانين 5 برابر شده است.
 در ايتاليا در مدت 25 سال عدة مجانين 4 برابر شده است.
 بنابراين به سبب افزايش روز‌افزون بيماري‌هاي رواني در جهان، بيماري‌هاي روحي يكي از بزرگ‌ترين بلاياي اجتماعي به شمار مي‏رود. و در جاي ديگر مي‏نويسد:  بهداشت رواني و سلامت فكر، در تمام كشورها به خطر افتاده است و در همه جا، جنون پرچم افراشته، ساكنين كشورها را تهديد مي‏كند.
3.  دكتر الكسيس كارل در كتاب «انسان موجود ناشناخته» صفحة 147 چنين مي‏نويسد: روان آدمي به اندازة جسم وي مستحكم نيست. شايان توجه است كه بيماري‌هاي رواني به تنهايي از جمع تمام بيماري‌هاي ديگر فراوان‏ترند و تيمارستان‌ها كه از ديوانگان لبريز شده است ديگر جاي اضافي براي پذيرفتن تمام بيماراني كه بايد بستري شوند ندارد. به گفته بيرس Bears از هر 22 نفر يك نفر، بايد در طول عمر خود مدتي را در تيمارستان به سر برد. در سراسر اتازوني، تعداد افراد ناقصْ عقل و ديوانه تقريباً هشت برابر بیش‌تر از مسلولين بستري در بيمارستان‌هاست. هر سال قريب 68.000 بيمار جديد در مؤسساتي كه براي نگهداري ديوانگان تخصيص يافته پذيرفته مي‏شود. اگر وضع به همين منوال و به همين سرعت پيش رود، بيش از يك ميليون از كودكان و جواناني كه در مدارس و دانشگاه‌ها تحصيل مي‏كنند دير يا زود بايد در يكي از بيمارستان‌هاي خاص امراض رواني بستري شوند. در سال 1932 تيمارستان‌هاي دولتي تقريباً 340.000 ديوانه در خود داشته است و به اين رقم بايد 81.289 اَبله و مصروع بستري و 10.951 تن غير بستري را افزود. اين آمار شمار ديوانگاني را كه در بيمارستان‌هاي خصوصي مداوا مي‏شوند، شامل نمي‏گردد. در سراسر كشور قريب 500.000 ناقص عقل نيز وجود دارد. علاوه بر اين بازرسي‏ها و مطالعاتی که به وسیله «کمیته ملی بهداشت روانی» به عمل آمده نشان داده است كه لااقل 400.000 تن از كودكاني كه در مدارس عمومي تحصيل مي‏كنند خيلي كم‌هوش‏تر از آنند كه بتوانند تمام دورة تحصيلي خود را ادامه دهند. در حقيقت تعداد كساني كه به اختلالات رواني گرفتارند خيلي بیش‌تر از اين ارقام است و متجاوز از چندين صد هزار افراد عادي به عوارض عصبي ـ رواني مبتلا هستند. اين ارقام بر نهايت ظرافت و شكنندگي شعور مردم امروزي دلالت دارد و ما را به كمال اهميتي كه اجتماعات فعلي بايد به اين مسئله حياتي بدهند متوجه مي‏سازد. بيماري‌هاي رواني آيندة انسانيت را تهديد مي‏كند و خيلي خطرناك‌تر از سل و سرطان و بيماري‌هاي قلبي و كليوي و حتي تيفوس، وبا و طاعون است. اين خطر فقط ناشي از اين نيست كه به شمار جنايتكاران مي‏افزايند بلكه مخصوصاً بدان جهت است كه نژاد سفيد را روز به روز به سوي انحطاط مي‏برد. شمار افراد ناقص‌ْعقل و ديوانه‌ای كه ميان جنايتكاران مي‏توان يافت خيلي بیش‌تر از آن‌چه در بين مردم پراكنده‏اند نيست. درست است كه جمع كثيري از افراد غير‌طبيعي در زندان‌ها به سر مي‏برند ولي همان‌طوري كه قبلاً يادآوري شد فقط تعداد قليلي از جنايتكاران زنداني هستند و كساني هم كه به دام پليس گرفتار و در برابر دادگاه محكوم مي‏شوند
وفور بيماري‌هاي رواني نقص بزرگي را در تمدن حاضر، نشان مي‏دهد و شكي نمي‏توان كرد كه طرز زندگي ما اختلالات رواني را موجب مي‏شود.
بلا‌شك ناقص و معيوبند.
بنابراين طب جديد موفقيت بزرگي در تأمين تعادل فعاليت‌هاي رواني كه خاص آدمي است به دست نياورده و هنوز از حمايت و نگهداري روح بر عليه دشمنان ناشناس محيط عاجز مانده است و در صفحه بعد مي‎نويسد:  شناسايي علل بيماري‌هاي رواني، مهم‌تر از فهم طبيعت آن خواهد بود زيرا فقط از اين راه براي پيشگيري اين بيماري‏ها مي‏توان اقدام كرد. ضعف عقل و ديوانگي، گويی كفاره‏ايست كه ما بايد در ازاي تمدن صنعتي و تغييراتي كه در طرز زندگي ما داده است ادا كنيم. از طرفي مسئله توارث در پيدايش اين عوارضْ اغلب مؤثر است و اختلالات رواني بیش‌تر در طبقاتي ديده مي‏شود كه دستگاه عصبي آن‌ها تعادل خود را از دست داده است. در خانواده‏هايي كه افراد عصبي و عجيب و خيلي حساس پديد مي‏آيند ديوانه و ناقصْ‌عقل نيز فراوان‏تر ديده مي‏شود. مع‌هذا بيماري‌هاي رواني را در مردمي كه در سابقة خانوادگي خود از اين عوارض مصون بوده‏اند نيز مي‏توان يافت، چه محققاً در ايجاد ديوانگي عوامل ديگري به جز توارث نيز مؤثر است بنابراين بايستي تحقيق كرد كه شرايط زندگي جديد از چه راه در پيدايش امراض روحي سهم مي‏گيرد. غالباً در نسل‌هاي خالص سگ‌هايي كه مورد آزمايش قرار گرفته‏اند علايم عصبي رو به افزايش مي‏رود و گاهي نزد جانوران علايمي نظير ضعف عقل و ديوانگي پيدا مي‏شود اين كيفيت را در سگاني نيز مي‏توان يافت كه بر خلاف زندگي طبيعي اجدادشان (يعني سگ‌هاي گله‏اي كه با گرگ‌ها در بيابان مي‏جنگيدند) در شرايط مصنوعي تغذيه و زندگي مي‏كنند. گويي در شرايط زندگي جديد عواملي وجود دارد كه در دستگاه عصبي انسان و هم‌چنين اين جانوران تغييراتی نامطلوب ايجاد مي‌کند ولي براي شناسايي آن‌ها تجربيات خيلي طولاني ضروري است. شرايطي كه در پيدايش و توسعه نقصِ‌ عقل و جنون دوره‌ای (Folie circulaire) مؤثر است مخصوصاً بين طبقاتي ديده مي‏شود كه زندگي آشفته و مضطرب و نامنظمي دارند و تغذيه آنان كافي و خوب نيست و بيماري‌هاي تناسلي بين آن‌ها شايع، دستگاه عصبي ايشان متشنج، نظم اخلاقي از ياد رفته و خودپسندي و عدم مسئوليت و پراكندگي خاطر جاي آن را گرفته است و ديگر انتخاب اصلح صورت نمي‏گيرد. بلا‌شك رابطه‌هايی بين اين عوامل و پيدايش بيماري‌هاي رواني موجود است. زندگي امروز ما عيب اصلي و بزرگي دارد كه هنوز بر ما پوشيده مانده است در شرايطي كه تمدن جديد ايجاد كرده فعاليت‌هايي كه حقيقتاً خاصة آدمي است بد رشد مي‏كند و ناقص مي‏ماند و به نظر مي‏آيد كه در ميان عجايب تمدن جديد شخصيت آدمي راه زوال مي‏پويد.
از آن‌چه تا كنون در اين بخش ذكر كرديم معلوم مي‏شود كه روز به روز امراض جسمي و روحي در اجتماعات بشري زيادتر مي‏شود.
اكنون چند كلمه نيز بايد راجع به افرادي كه بيمار نيستند و به كارهاي روزانة خود اشتغال دارند بحث كنيم. كساني كه در مؤسسات دولتی و ملي به شغل اداراي مشغول‌اند، افرادي كه به كسب و كار و امور حرفه‏اي مختلف مي‏پردازند، بازرگانان، پيشه‏وران، صنعتگران، آموزگاران، كارگران و كارفرمايان، برزگران، سربازان و افسران و خلاصه تمام طبقات مردم را در اجتماعات امروز اگر از نظر سلامتي مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد ميليون‌ها نفر از اين افراد كه ظاهراًً سالم به نظر مي‏رسند در حقيقت بيمارند منتها اين‌ها بيماراني هستند كه با اختلالات بدني و ناراحتي خود سازش كرده و از ناچاري دم فرو بسته و شكايت از وضع مزاجي خود نمي‏كنند و به مطب اطبا هم مراجعه نمي‏نمايند زيرا اگر قرار شود براي معالجه به پزشك رجوع كنند بايد تا آخر عمر، همه روزه به دارو و درمان بپردازند. اين افراد كه اكثريت مردم را در هر يك از كشورهاي دنيا تشكيل مي‏دهند و تعداد آن‌ها سر به ميليون‌ها مي‏زند، نه جزء بيماران محسوب مي‏شوند و نه سالم هستند و موقعي آمار صحيح آن‌ها از نظر سلامتي و بيماري معلوم خواهد شد كه رفراندمي به عمل آيد و از عامة مردم سؤال شود آيا شكايتي جزيي يا كلي از وضع مزاجي خود دارند يا خير و آن وقت است كه به قول دكتر گيلرداوزر: «ميليون‌ها نفر مبتلا به بي‏خوابي هستند و براي رفع آن قرص‏هاي خواب‌آور مي‏خورند و با خوردن آن عمر را كوتاه مي‏كنند» و به قول فيسنژر پزشك معروف فرانسوي: «يبوست مزاج كه ام‌الامراض است امروزه عموميت پيدا كرده و به نام بيماري تمدن جديد ناميده شده است» و به قول لاسابلير غذاشناس مشهور فرانسوي: «اكثر مردم مبتلا به كرم‌خوردگي دندان‌ها هستند و اين امر كه معرف اختلالات عميقي در داخل بدن مي‏باشد به هيچ‌وجه در نوع بشر سابقه نداشته است» و به قول دكتر ساموئل فينبرك استاد طب دانشگاه نورث وسترن امريكا: «امروزه در افراد بشر از هر چهار نفر يك نفر مبتلا به حساسيت بدن و عوارض آلرژيك مي‏باشد» و به قول دكتر گيلرداوزر كه در كتاب «گذرنامه براي يك زندگاني نوين» مي‏نويسد: مقاله‏اي اخيراً در يكي از مجلات طبي چاپ شده بود كه طي آن مقاله نوشته شده بود با آمار دقيقي كه استخراج شده، هفتاد و پنج درصد از مردم امريكا كه سن شان از پنجاه تجاوز مي‏كند به هفت يا هشت بيماري مبتلا مي‏شوند كه سرچشمة آن بي‏نظمي در نوع غذا است.
و به عقيدة بنده، علت اين كه با وجود چنين وضعيتي عموم مردم را در خواب خرگوشي نگاه داشته و همه جا به وسيلة تبليغات قوي شهرت داده‏اند كه با ترقيات شگرف طب و بهداشت، سلامتي مردم روز به روز بهتر شده و با كشف داروهاي معجزه‌آساي جديد بيماري‌ها به سهولت و سرعت معالجه مي‏شوند جز استفاده ارباب منافع يعني صاحبان كارخانجات و مؤسسات دارو و سركيسه كردن مردم دنيا و ميلياردها پول به جيب زدنْ منظور ديگري در بين نبوده است. ملت‏هاي دنيا كه مثل گوسفند دوشيده مي‏شوند؛ چرا آن‌ها را ندوشند؟ بشر كوته‌فكر و بي‌مغز كنوني كه در هيچ امري مطالعه و تحقيق نمي‏نمايد و هر چه بگويند فوراً باور مي‏كند و جز تقليد كودكانه در زندگي روزانه كار ديگري از او ساخته نيست چرا باركش يك مشت استفاده‌جوي طماع قرار نگيرد؟ و الّا اگر بدن‌ها سالم و مزاج‌ها متعادل باشد چرا بايد لوزه‏هاي امروز آن‌قدر بزرگ و متورم و چركين شود كه ناچار شوند آن‌ها را بردارند. در قرن بيستم قرني كه اكتشافات و اختراعات دنيا چشم بشر را خيره كرده است، لوزه را مثل آپانديس، يك عضو مزاحم و زايد تشخيص داده، از اوان كودكي آن‌ها را قطع می‌كنند و بدن را از دو دروازه‏بان باوفا و مطمئن كه مثل سدي از عبور ميكروب‌ها به داخل بدن جلوگيري مي‏كنند محروم می‌سازند. چرا بايد ميليون‌ها نفر مبتلا به گرفتگي بيني بوده و سرتاسر فصل زمستان بلكه ساير فصول نيز از زكام‌هاي مكرر و دايم در رنج و عذاب باشند؟
 
 
چرا بايد دكتر الكسيس كارل بگويد:   
كسي كه بتواند وسايلي براي تأمين تعادل مزاج و هماهنگي رشد بافت‏ها و اعضا بيابد
بلا‌شك پيش‌قدم ترقيات بزرگي خواهد گرديد
زيرا حتي بیش‌تر از خدمات پاستور به ميزان برخورداري انسان از خوشبختي خواهد افزود.
خوب است اكنون كه دانشمندان اروپا و آمريكا خود به اين حقايق اقرار دارند، ديگر ما كاسة از آش داغ‌تر نشويم و آن‌قدر سنگ اروپا‌خواهي را به سينه نزده و براي بزرگ كردن اروپاييان اين حقايق مسلّم را منكر نگرديم. هر قدر ما بخواهيم براي بالا بردن و اهميت دادن به دنياي متمدن غرب كوشش كنيم و به دروغ‏ همه جا در مطبوعات و راديوهاي خود شهرت دهيم كه در اثر ترقي طب و بهداشت، روز به روز مردم سالم‌تر و با كشف داروهاي معجزه‌‏آساي جديد، امراض صعب‌العلاج به سهولت و سرعت معالجه مي‏گردند، باز هم نخواهيم توانست در مقابل واقعيتْ سدي ايجاد كنيم و بالاخره روزي خواهد رسيد كه حقيقت چون آفتابي جلوه‌گري خواهد كرد. خوب است به جاي افكار باطل و تصورات بيهوده، بلا‌درنگ در مقام تحقيق و مطالعه بر‌آييم و به علل اصلي پيدايش عدم تعادل مزاج‌ها و بيماري‌هايي كه به وفور همه جا پراكنده شده است پي‌برده به چاره پردازيم زيرا به راستي سلامتي، اعظم نعمت‏هاي الهي است و كوشش در راه سلامتي جامعه علاوه بر اين كه به برخورداري مردم از خوشبختي خواهد افزود، بار گران اقتصادي را نيز از دوش آن‌ها برخواهد داشت. طبق آمارهاي دقيق، هر سال در آمريكا بالغ بر 716 ميليون دلار براي تهيه دارو خرج مي‏كنند و بهاي مجموعه مصارف طبي به000/000/500/3 (3 ميليارد و پانصد ميليون) دلار بالغ مي‏گردد. وقتي كه وضع آمريكا با آن مراقبت‏هاي بهداشتي چنين باشد، حال مردم عقب‌افتاده آسيايي معلوم است چگونه خواهد بود. در اين صورت آيا برداشتن بار گراني از دوش ملت فقير ايران، بزرگ‌ترين خدمت به كشور و ميهن محسوب نخواهد شد؟ آيا اگر يك پزشك ايراني در راه وصول به اين هدف مقدس و بزرگ با هزاران مشكل مواجه شده و مال و حتي جان خود را نيز از دست بدهد مغلوب شده است؟


تعداد بازدید از این مطلب: 3618
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








به وبلاگ من خوش آمدید


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود